أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

2

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

الحوض » در مشرق و مغرب فاش گردانيد تا عذر مبطلان زائل گردد و حجّت مبتدعان باطل شود و الحمد للّه ربّ العالمين . اما بعد مؤلّف اين كتاب ابو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجانى اصلح اللّه شأنه و بلّغه غاية الامانى چنين گويد كه چون يكى از اين دو متمسّك كتاب خداى و گذاشتهء مصطفى است و عوام از فائدهء اين كتاب بىنصيب‌اند از آنكه علم تأويل و تفسير آن كسى داند كه سالهاى دراز در درياى علوم غوطه خورده باشد و بغوص فكر جواهر بيان « 1 » و نكات قرآن بدست آورده باشد نه از هر دريائى بلكه از درياى عذب « انا مدينة العلم و علىّ بابها » حاصل كرده باشد و تفاسير اصحاب آنچه به عربى است عوام را از آن بهرهء نيست و آنچه به زبان فارسى است بعضى كه اختصارى دارد از فائده عارى است و آنچه مطوّل است درو اعراب و لغت و اشتقاق و قرائت قرّاء و اختلاف مفسّران از بس كه آورده‌اند عوام در مطالعهء آن سرگشته و حيران مىمانند و از فائدهء آن بىنصيب ميشوند چون حال برين جمله يافتم از بخشندهء جان و بخشايندهء انس و جانّ مدد خواستم و بتوفيق و يارى وى اين كتاب در تفسير قرآن تأليف كردم و نام او « جلاء الاذهان و جلاء الاحزان فى تفسير القرآن » نهادم و درو جمع كردم از تأويل آيات و تفسير مشكلات آنچه بزرگان دين و پيشوايان اهل يقين بر محك عقل زده‌اند و از قعر بحر « و الرّاسخون فى العلم » يافته‌اند و سبب نزول آيات آنچه معتمدان روايت كرده‌اند و سياق آيت و ظاهر آن را بر آن دليل است اختيار كردم و از بهر هر آيتى اخبار و احاديث و مناقب و فضائل اهل البيت عليهم السلام آنچه لايق آن بوده باشد نوشتم تا چشم بينندگان را نور بود و دل عاشقان اهل البيت را سرور ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين . فصل در معنى قرآن و تفسير آن بدانكه معانى قرآن و تفسير آن بر چهار وجه است : اول - آن است كه آن را جز خداى تعالى نداند چنان كه گفت : يَسْئَلُونَكَ عَنِ - الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ، و يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها ؛ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي .

--> ( 1 ) - - در چند نسخه : « جواهر علم بيان » .